با عرض سلام خدمت شما و عذرخواهی بابت این همه تاخیر

متاسفانه به خاطر بعضی دلایل درسی (بعضا خانوادگی)نتوانستم وبلاگ را به روز کنم طلب مغفرت دارم.

به ایام فجر نزدیک می شویم و در طول این توقف مناسبت های بزرگ و مقدسی رخ داد که همین جا آن هارا گرامی می داریم

به مناسبت این دهه بزرگ و مبارک قسمتی از سخنرانی امام خمینی در سال 1342را به نطر شما می رسانیم

""اگر دستگاه جبار ایران با مراجع سر جنگ داشت و با علمای اسلام مخالف بود  به قرآن چه کار داشت به مدرسه فیضیه چه کار داشت به طلاب علوم دینیه چه کار داشت به سید 18ساله ما چه کار داشت(اشاره به یکی از طلاب جوان که در وقایع مدرسه فیضیه شهید شده بود).

سید 18ساله ما به شاه چه کار کرده بود؟به دولت چه کرده بود؟به دستگاه جبار ایران چه کرده بود

به این تنیجه میرسیم که این ها با اساس کار دارند با اساس اسلام و روحانیت کار دارند و مخالف اند.

این ها نمیخواهند این اساس موجود باشد این ها نمی خواهند صغیر و کبیر ما وجود باشد

اسرائیل نمی خواهد در این مملکت قرآن باشد اسرائیل نمیخواهد در این مملکت علمای اسلام باشد اسرائیل نمیخواهد در این مملکت احکام اسلام باشد اسرائیل نمی خواهد در این مملکت دانشمند باشد اسرائیل به دست عمال سیاه خود مدرسه فیضیه را کوبید مارا می کوبد شما ملت را می کوبد می خواهد اقتصاد شمارا قبضه کند می خواهد تجارت و زراعت شمارا از بین ببرد می خواهد ثروت شمارا تصاحب کند اسرائیل می خواهد به دست عمال خود آن چیز های را که مانع او هستند آن چیز هایی را که سد راهش هستند از سر راه بردارد

<<ای آقای شاه:ای جناب شاه بدبخت بیچاره به شما نصیحت می کنم ای جناب شاه من به تو نصیحت می کنم دست از این اعمال رویه بردار!من میل ندارم که اگر روزی ارباب ها بخواهند تو بروی مردم شکر گزاری کنند من نمی خواهم تو مثل پدرت باشی بدبخت بیچاره 45سال از عمرت می رود کمی تامل کن کمی تدبر کن قدری عواقب اور را ملاحظه کن کمی عبرت بگیر عبرت از پدرت بگیر>>""